تذکره

تذکره وبلاگی با موضوعات قرآن و عترت

تذکره

تذکره وبلاگی با موضوعات قرآن و عترت

تذکره

إِنَّ هَـٰذِهِ تَذْکِرَةٌ ۖ فَمَن شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِیلًا ﴿المزمل آیه ١٩﴾
این هشدار و تذکرى است، پس هر کس بخواهد راهى به سوى پروردگارش برمیگزیند!

مرحوم آیت الله محمدتقی بهجت فومنی میفرمایند:

قرآن،انسان را به غایت کمال انسانی می رساند،ما قدردان قرآن و عدیل آن ،اهل بیت علیهم السلام نیستیم.

کسی آشنا به قرآن است که زیادتر در آن تدبر کند.

پیامبر الهی، عترت الهی

يكشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۳، ۰۴:۲۰ ب.ظ

مهندس علی لطفی یکی از اهمّ موضوعاتی که همواره در اعصار و قرون مختلف تاریخ مسلمین، مورد بررسی و کنکاش بسیاری از محققان و اندیشمندان دنیای اسلام قرار گرفته، موضوع عترت و جایگاه آن در دین مبین اسلام بوده و آنچه که در این میان با اهمیت است، اختلاف عمیق و تباین شگرف دیدگاههای فرق مختلف نسبت به این مبحث حساس اعتقادی است و مهمتر آن که التزام یا عدم التزام به اعتقاد صحیح در این مورد، مستقیماً حیات ابدی انسان را تحت تأثیر قرار داده و ذرهای تقصیر یا حتّی قصور در خصوص آن، میتواند ابدیتی شوم را برای انسان مسلمان رقم بزند. از این رو شایسته است تا با بینشی صحیح، عقیدة خالص و ناب را با استعانت از منابع الهی ـ و از آن جمله بیانات نورانی نبیاکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ باز شناخته، مصمّم و استوار در تقویت آن بکوشیم.

بعضی از فرق، عترت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را، صرفاً به لحاظ وابستگی خویشاوندی با آن حضرت، تقدیس نموده، آنان را اکرام مینمایند. از دیدگاه آنان، مهمترین دلیل برای اکرام عترت، تنها انتساب خویشاوندی آنان به نبیاکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم است و نه مقامات و ودایع آسمانی و علوم الهی و عصمت و طهارت ایشان. از دیدگاه این فرق تمامی سخنان پیامبر در مدح و وصف عترت خود و سفارشهای آن حضرت در این مورد، تنها به لحاظ مراعات رابطة خانوادگی و نسبت و قرابت است. بر این اساس و بر طبق این طرز فکر، احترام و تقدیس عترت، اساساً ریشه و مبنایی زمینی دارد، نه آسمانی!

به عبارت دیگر، از آنجا که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ، همانند سایرین، تشکیل خانواده داده و به تبع آن، صاحب فرزند و نوادگانی شدهاند، بنابر این مسلمانان ناگزیرند به جهت این وابستگی، برای فرزند و نوادگان وی احترام قائل شوند.

در واقع، به دلیل همین مبنا و نگرش زمینی است که عدّهای مغرض به خود جرأت دادهاند تا کلام پیامبر را تحریف نموده، علیرغم روایات صریح و متعددی که عترت نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم را به روشنی معرفی نمودهاند، مصادیق این موضوع را به ازواج پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نیز تسرّی دهند. بدیهی است آن عترتی که مشروعیت تقدیس و اکرام خود را تنها از بابت روابط خویشاوندی با پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به دست آورَد، از الحاق مدعیان دروغین و مغرضینِ از عائلة پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به خود، مصون نخواهد ماند. در یک کلام، این پایینترین شأنی است که میتوان مقام و مرتبت والای عترت پیامبر علیهمالسّلام را به آن تنزل داد و شاید اگر برخی از مغرضین، رابطة متعارف خانوادگی عترت پیامبر با آن گرامی را میتوانستند انکار نمایند، حتّی این حد از شرافت را برای خاندان پیامبر قائل نبوده و به اندکی اکرام و تقدیس، هر چند در مقام ادعا و کلام نیز، تن نمیدادند!

اما دیدگاه مذهب حقّة امامیه، اختلافی شگرف با طرز تفکر مذکور دارد. از دیدگاه شیعیان، انتساب عترت به پیامبر، از زمان تولد ظاهری و پا نهادن آنان به این دنیای مادی نبوده و نیز ارتباط و وابستگی آنان با نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم محدود به روابط متعارف مادی نمیشود، بلکه طبق صریح روایات و احادیث مختلف و معتبر نبوی، عترت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم عبارت از انوار مقدسی هستند که خلقت آنان، همانند خلقت نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ، سابق بر تمامی خلایق بوده است. بدین ترتیب که خداوند، در ابتدای آفرینش و قبل از خلق عرش و لوح و کرسی و قلم و بهشت و دوزخ و آسمان و زمین و هر مخلوق دیگری، انوار پاک چهارده معصوم علیهمالسّلام را آفرید، و پس از خلق آن انوار مقدس، و به برکت ایشان و به خاطر آنان، موجودات و خلایق دیگر را خلق فرمود. در واقع، حضرات معصومین علیهمالسّلام و در رأس آنان پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم برگزیدگان خداوند و والاترین مخلوقات او میباشند که تمامی کائنات و مخلوقات، به برکت و یُمن وجود آنان لباس وجود و هستی پوشیدهاند و خداوند حکیم نیز، از رهگذر لطف خویش، آن انوار مقدس را برای هدایت، دستگیری و نجات بشریت و دعوت او به بندگی خود، در برههای خاص، و در صورت و شمائل انسانی، تمثّل داده تا در دودمانی از فرزندان هاشم یکی پس از دیگری، پای به عرصة زمین نهاده، آدمیان را به سوی خداوند فراخوانند. واضح است که در این نگرش، تقدیس و اکرام عترت پاک پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم ، معنایی دیگر یافته اساس و مبنایی آسمانی و الهی میپذیرد.

بر طبق مسلمات اعتقادی شیعیان، عترت پیامبر سلام الله علیهم ، ابداً جدایِ از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نبوده و به همراه ایشان، در افقی که از تیررس عقل و فهم و گمانِ سایر خلایق بیرون است، سیر مینمایند و در مقام و مرتبتی قرار دارند که همه آفریدگان اعم از بشر و مَلَک و غیر آن، از درک عظمت آن عاجزند.

در فرازی از زیارت جامعة کبیره، به این مضمون اشاره گردیده است که معصومین علیهمالسّلام را مقامی است که کسی بدان نخواهد رسید و در آن مرتبه، احدی را راه نیست و هیچ پیشروندهای ابداً بدان سمت و سو پیش نرود و هرگز کسی را نیل به آن مقام میّسر نشود.

در این قسمت، به عنوان گواهی بر صدق این مدعا، از سخنان نورانی آن پیامبر والا مقام صلّی الله علیه و آله و سلّم ، شواهد و نمونههایی ذکر میگردد. باشد که به قدر بضاعت خویش، به گوشهای از عظمت مقام و منزلت والای عترت پیامبراکرم سلام الله علیهم وقوف و اطّلاع حاصل آید.

امّا قبل از آن، ذکر یک نکته ضروری است و آن اینکه، پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ، بر طبق صریح آیات قرآن، هرگز از روی هوی و هوس سخن نرانده و ساحت مقدس ایشان، از هر کلام گزاف و بیهودهای مبرّاست. از این رو سخنان پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ، اساساً از تمامی نقایصی که به صورت متعارف بر سخنان دیگر مردمان مترتب میباشد، همانند اغراق، غُلوّ و یا زیادهگویی، مطلقاً منزه است.

خداوند در قرآن، در این مورد چنین میفرماید:

«و ما ینطق عن الهوی''، ان هو الاّ وحیٌ یوحی''» 1 «و هرگز (پیامبر) از روی هوای نفس سخن نمیگوید، گفتار او منطبق بر همان وحی است که بر او نازل شده است».

بنابراین، بیانات نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم راجع به اهل بیت و عترت پاکنهاد و معصوم وی علیهمالسّلام ، از این قاعده مستثنی نبوده و اوصاف و مدایح آن گرامی از دودمان خود، هرگز منبعث از احساسات و عواطف خانوادگی و به لحاظ وابستگی و خویشی نمیباشد.

پر واضح است که مدارک و کتب معتبر شیعی، مشحون از بیانات نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در وصف مقامات والای عترت خود بوده و روایات در این باب، از حد احصاء و شمارش خارج است.

اما در این مقاله ما برای نشان دادن صحت مسلمات اعتقادی شیعه، تنها به روایات محدثین شیعی بسنده نمیکنیم و روایاتی را از کتب فریقین، ذکر مینماییم.

در کتاب مناقب خوارزمی که از کتب مشهور اهل سنت است، ضمن روایتی، از نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل شده است که فرمودند:

«... فعلیٌ منی و انا منه ...» «... پس علی از من و من از اویم ...» مشابه این مضمون در مورد امام حسین علیهالسّلام نیز به کار رفته است، بطوریکه حدیث مشهور نبوی که در آن پیامبر میفرمایند: « حسینُ منی و انا من حسین »، روایتی آشنابرای همگان است.

شاید در کل ادبیات عرب، با بهرهگیری از تمامی لغات و اصطلاحات و واژگان آن، نتوان عبارتی بهتر و رساتر از روایت فوق یافت تا به وسیلة آن، ضمن رعایت ایجاز، نزدیکی و قرب شخصی به شخص دیگر بیان گردد.

همچنین مناقب خوارزمی، از قول پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم اینگونه آورده که آن حضرت فرمودند:

«علیٌ منّی مثل رأسی من بدنی» «موضع علی نسبت به من، همانند موضع سر به بدن من است» .

این چنین رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم ، با استفاده از کلمات و استعارات و تشبیهات متداول در بین مردم، و با عبارات مختلف، فضایل و مقامات امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسّلام را بیان داشته همفکری و وحدت و اتحاد همه جانبة آن گرامی را با خود بازگو میفرمایند.

بر این مبنا، پیامبر و عترت ایشان سلام الله علیهم ، در هیچ جهت از جهات معنوی، از یکدیگر جدا نبوده و کسانی که این جدایی را ممکن بدانند، به گمراهی رفتهاند.

نیز رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ضمن حدیثی، در مورد حضرت زهرا علیهاالسّلام چنین میفرمایند:

«... و هی بضعةٌ منی، و هی نور عینی و هی ثمرة فؤادی و هی روحی التی بین جنبیّ ...» 2 «... و او (فاطمه) پارهای از تن من است، و او نور چشم من و میوة دل من و روح من است که در میان پیکرم قرار دارد ...» نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ، اینگونه و پیدرپی ، واژگان نافذ ادبیات عرب را به خدمت گرفتهاند تا عظمت مقام حضرت زهرا علیهاالسّلام را نزد خود بیان نموده، اتحاد و همدلی همه جانبة خود را با آن بانوی الهی، بازگو نمایند. روایاتی که در این زمینه، در کتب مختلف نقل گردیده، از حد شمارش فراتر بوده و در این مختصر، به همین چند حدیث برای اشاره به جایگاه والا و مقام رفیع عترت پاک پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم اکتفاء میگردد.

امّا نکتة بسیار مهم و خطیری که در سخنان پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و در مورد عترت ایشان، به دفعات متعدد بیان شده و مستقیماً با سرنوشت ابدی انسان سر و کار دارد، مسئلة لزوم پیروی و اقتدای همگان به اهل بیت آن حضرت است، به گونهای که در کلمات نبوی تمسّک و اعتصام به عترت و پیروی و تبعیت از اهل بیت علیهمالسّلام و قبول امامت و ولایت الهی ائمة هدی سلام الله علیهم شرط سعادت ابدی عنوان شده، هر نوع عناد ورزی و عصیان و سرباز زدن از قبول آن، شقاوت و خِذلان ابدی را در پی خواهد داشت.

روایاتی که بر این نکتة مهم تأکید و تصریح نمودهاند از حد تواتر فراتر بوده و لسان روایات بیانگر آنست که خداوند، کوچکترین اغماضی نسبت به عصیان و سرکشی در قبول امامت و ولایت ائمه اطهار علیهمالسّلام نخواهد فرمود.

در اینجا مناسب است به یکی از مشهورترین احادیث نبوی که در کتب فریقین افزون از حد تواتر نقل گردیده اشاره گردد.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند :

«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی لن یفترقا حتی یردا علی الحوض مَن تمسک بهما فقد نجا و من تخلف عنهما فقد هلک ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا» 3 «بدرستی که من دو امانت گرانبها در میان شما باقی میگذارم: کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم. و این دو، هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند تا در کنار حوض (کوثر) بر من وارد شوند. هر کس تمسک به آن دو بجوید، البتّه نجات یافته و هر کس از آن دو تخلّف نماید، یقیناً هلاک شده است، تا آنگاه که به آن دو چنگ میزنید، هرگز پس از من گمراه نخواهید شد.» روایت فوق آنچنان گویاست که نیاز به هیچ توضیحی ذیل آن نیست. در این حدیث صراحتاً بیان شده که تنها راه نجات، تمسک به قرآن و عترت پیامبر علیهمالسّلام است و تخلف از آنها، برابر با هلاکت میباشد.

همچنین در حدیث مشهور دیگری که در مورد جایگاه رفیع عترت از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل شده، آن حضرت چنین میفرمایند:

«انما مثل اهل بیتی فیکم کمثل سفینة نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها هلک» 4 «جز این نیست که مَثَل اهل بیت من در میان شما همانند کشتی نوح است که هر کس بر آن سوار شد، نجات یافت و هر کس از در آمدن به آن سر باز زد، هلاک گردید» .

میدانیم که کشتی نوح سمبل نجاتبخشی و راهنمایی پیروان نوح علی نبیّنا و آله و علیه السّلام بوده است و در حدیث فوق، نبی بزرگوار، اتّباع و پیروی از اهل بیت خود را شرط نجات دانسته و تخلف از آن را مساوی هلاکت شمردهاند.

آنچه مسلم است اینکه صِرف اظهار محبت و اکرام و تقدیس اهل بیت علیهمالسّلام در صورت تخلف از قبول ولایت آنان و سرکشی در آن مورد، نه تنها به سعادت ابدی نمیانجامد، بلکه خذلان و شقاوت ابدی را در پی خواهد داشت.

نکتة در خور توجه آنکه پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ، در آخرین روزهای زندگی پر بار خود، در بازگشت از سفر حجة الوداع، و ضمن خطبة طولانی و سرنوشت ساز غدیر، به دفعات مسألة امامت و ولایت ائمه علیهمالسّلام را اشاره فرموده و قبول و پذیرش آنرا شرط سعادت و نجات دانستهاند.

نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در ضمن آن خطبه و در فرازهایی از آن، چنین میفرمایند:

«... و هر کس در یکی از امامان اهل بیت شک کند، در همة آنها شک کرده و تردید کنندة دربارة ما، در آتش است».

و نیز در فرازی دیگر میفرمایند:

«... ای مردم ! خداوند دین شما را با امامت او (علی علیهالسّلام ) کامل نمود، پس هر کس به او اقتدا نکند و به کسانی که تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عزوجل، جانشین او از فرزندان من و از نسل اویند، نگراید اعمال چنین کسانی در دنیا و آخرت تباه گشته و در آتش دائمی خواهند بود. عذاب از آنان کاسته نمیشود و مهلت نیز نمییابند» .

چنانکه ملاحظه میشود، نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ، تا واپسین ایّام عمر مبارک خویش، مردم را به پیروی ائمة اطهار علیهمالسّلام و عترت خود که ریسمان نجات و چراغ هدایتاند، راهنمایی میکنند و راه نجات و سعادت امت را در پیروی از آن گرامیان منحصر میدانند.

بنابر آنچه گفته آمد، عترت پیامبر همانند شخص نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم دارای شأن و منزلتی الهی و مقام و مرتبتی فوق همة خلایقاند. نیز پیامبر و عترت، واجد امتیازات و کمالاتی هستند که به غیر آنان داده نشده است و وقوف بر کنه مقامات عالیة معصومین علیهمالسّلام برای احدی ممکن نیست.

نکتة دیگر اینکه مبحث عترت، موضوعی نیست که نحوة موضعگیری مسلمین نسبت به آن، به سلایق آنان وا نهاده شده باشد، بطوریکه حداکثر، اظهار محبت نسبت به عترت، امری پسندیده به شمار آید و بس! بلکه امر عترت، جدای از امر پیامبر اکرم نبوده و قبول ولایت و امامت ائمة اطهار علیهمالسّلام همانند قبول رسالت و نبوت نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ، شرط لازم برای ورود به قلعه توحید و حضور در اردوی اهل ایمان است.

از خداوند متعال، استواری بر این اعتقاد را خواستاریم، تا همواره در مسیر هدایت بوده، از زمرة تمسک جویان به ریسمان نجات الهی به شمار آییم.


1- سوره نجم آیات 3 و 4 .

2- امالی صدوق / 100 . 99.

3- این حدیث ،علاوه بر اینکه در کتب شیعی ، فوق تواتر نقل گردیده ، در کتب مشهور اهل سنت نیز از مرز تواتر گذشته است و به کرات نقل گردیده که از آن جمله اند : صحیح مسلم / جلد هفتم / صفحه 122 ، صحیح ترمذی / جلد دوم / صفحه 307 ، مسند احمد بن حتبل / جلد سوم / صفحه 14 و 17 .

4- این حدیث نیز از طرق متعدد و از منابع مختلف در کتب فریقین نقل گردیده که از آن جمله اند : صحیح مسلم بن حجاج ،مسند احمد بن حنبل ،نهایه ابن اثیر .

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۳/۰۱/۰۳
  • ۱۲۵ نمایش
  • saeed qasemi

نظرات (۱)

سلام

دوست خوبم ارزومندم سال زیبایی داشته باشی

لطفا به من هم سرر بزن راستی میتونی لینک این پستتم در وب من ثبت کنی تا بازدیدکنندگان سایت من از این طریق وارد سایتت بشن

در ضمن میتونی مطالب امروز دنیای وب را در وب به یکجا ببینی

http://wikilinkes.ir/page/help

پاسخ:
سلام.
ممنون همچنین برای شما سال خوب و پر برکتی آرزومندم.
حتما دوست عزیز.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی